تبليغاتX
㋡ عاشقانه ها ㋡

 

گرچه از باد نمانده اثر انگشتی
روی دیوار و در پنجره
اما
تلفن می زنم امشب به پلیس
و به او می گویم:
یک نفر شاخه ی احساس مرا
از لب باغچه ام دزدیده

شما هم عاشقانه بنویسید .| |

 

با من سخن تو در میان آوردند 
گلبرگ بهار در خزان آوردند
خاموش ترین سکوت صحراها را
با نام تو باز در فغان آوردند

شما هم عاشقانه بنویسید .| |

کس نیست که افتاده ی آن زلف دو تا نیست

در رهگذر کیست که دامی ز بلا نیست

چون چشم تو دل می برد از گوشه نشینان

همراه تو بودن گنه از جانب ما نیست 

 

شما هم عاشقانه بنویسید .| |

 

از دوستان دو رنگم

عجیب دل تنگ است...

 فدای همت آن دشمنی

 که یکرنگ است

 

شما هم عاشقانه بنویسید .| |

 

چرا با باغ این بیداد رفته ست ؟

بهاری نغمه ها از یاد رفته ست ؟

چرا ای بلبلان مانده خاموش

امید گل شدن بر باد رفته ست ؟

شما هم عاشقانه بنویسید .| |

 

مهربانی را اگر قسمت کنیم

من یقین دارم به ما هم می رسد

آدمی گر ایستد بر بام عشق

دستهایش تا خدا هم می رسد

 

شما هم عاشقانه بنویسید .| |

 

مرا گفتی كه دل دریا کن ای دوست 
 همه دریا از آن ما کن ای دوست 
 دلم دریا شد اینک در کنارت 
 مکش دریا به خون پروا کن ای دوست

شما هم عاشقانه بنویسید .| |

 
هر کس بد ما به خلق گوید  
ما دیده به بد نمی خراشیم
ما نیکی او به خلق گوییم
تا هر دو دروغ گفته باشیم
شما هم عاشقانه بنویسید .| |

 

در حضور واژه های بی نفس
صدای تیک تیک ساعت را گوش کن
شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی

شما هم عاشقانه بنویسید .|

 

من اناری را می کنم دانه
به دل می گویم:
خوب بود ، این مردم
دانه های دلشان پیدا بود.!!!

شما هم عاشقانه بنویسید .|

Design By : Night Melody